چهارشنبه شلمی: شب کارت و خندهها
جلال کارتها را میآورد و همیشه چای میخواهد قبل از اولین قلیان، نبات کنار گذاشته ابی میخندد: «باز همه چی یادم رفت!» ولی کارتهایش را به موقع پیدا میکند و برنده میشود امشب چهارشنبه شلمی است، همه جمعاند میز پر از خنده و شوخی و مهربانی نوید همیشه حرکت زیرکانهای دارد، دمش گرم علیرضا با شوخیهایش همه را میخنداند حسن داستان میگوید، درست به موقع امسی جک تعریف میکند تا آخر شب امیر خونسرد و زرنگ است، علی قاسمی با لبخند جواد باقری فقط میآید که بخوابد، هیچوقت بازی نمیکند چهارشنبه شلمی، خندهها در فضا میپیچد هر دوست، افسانهای است وقتی کارتها دور میچرخند

